close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
نامه ابن زياد به يزيد و رسیدن خبر شهادت امام (ع) به مدینه
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
تبلیغات
Title
ایران پازیریک
فروشگاه و تبلیغات فرش
لینک ورودی
آدرس : Iripazirik.Com
کانال تلگرام : @Shopiripazirik
پیش بینی فوتبال
تبلیغات شما
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 368 کل نظرات : 40 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 35 ● آمار بازدید بازدید امروز : 78 بازدید دیروز : 52 بازدید کننده امروز : 1 بازدید کننده دیروز : 35 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 130 بازدید ماه : 375 بازدید سال : 1,180 بازدید کلی : 106,497 ● اطلاعات شما آی پی : 54.235.48.106 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟



Image
Digikala
لینک ورودی

دیجی کالا
بررسی ، انتخاب و خرید آنلاین

نامه ابن زياد به يزيد و رسیدن خبر شهادت امام (ع) به مدینه

Admin
18:58
بازدید : 103

عبيدالله زياد چون از قتل و اسر و نهب بپرداخت و اهلبيت را محبوس داشت نامه به يزيد نوشت و صورت حال را در آن درج نمود و رخصت خواست كه با سرهاي بريده و اسراي مصيبت ديده چه عمل آورد، و مكتوبي ديگر به امير مدينه عمروبن سعيد بن العاص رقم كرد و شرح اين واقعه جانسوز را در قلم رقم كرد و شرح اين واقعه جانسور را در قلم آورد، و شيخ مفيد متعرض مكتوب يزيد نشده بلكه فرموده:

 

بعد از آنكه سر مقدس حضرت را در كوچه‌هاي كوفه بگردانيدند ابن زياد (ملعون) او را با سرهاي سايرين به همراهي زحر بن قيس براي يزيد (لعين) فرستاد.

 

بالجمله پس از آن عبدالملك سلمي را به جانب مدينه فرستاد و گفت به سرعت طي مسافت كن و عمروبن‌سعيد را به قتل حسين بشارت ده. عبدالملك گفت كه من به راحله خود سوار شدم و به جانب مدينه شتاب كردم و در نواحي مدينه مردي از قبيله قريش مرا ديدار كرد و گفت چنين شتاب زده از كجا مي‌رسي و چه خبر مي‌رساني، گفتم خبر در نزد امير است خواهي شنيد آنرا، آن مرد گفت: اناالله و انا اليه راجعون به خدا قسم كه حسين عليه السلام كشته گشته. پس من داخل مدينه شدم و به نزد عمروبن‌سعيد رفتم، عمرو گفت خبر چيست؟ گفتم خبر خوشحالي است اي امير، حسين كشته شد. گفت بيرون رو در مدينه ندا كن و مردم را به قتل حسين خبر ده. گفت بيرون آمدم و ندا به قتل حسين در دادم. زنان بني‌هاشم چون اين ندا را شنيدند چنان صيحه و ضجه از ايشان برخاست كه تاكنون چنين شورش و شيون و ماتم نشنيده بودم كه زنان بني هاشم در خانه‌هاي خود براي شهادت حضرت امام حسين عليه السلام مي‌كردند. آنگاه به نزد عمرو بن سعيد رفتم، عمرو چون مرا ديد بر روي من تبسمي كرد و شعر عمرو بن معديكرب را خواند:

 

كَعَجيجِ نِسْوَتِنا غَد اهَ الاَرْيَب

 

عَجَّتْ نِساءُ بَني زِيادٍ عَجَّهً

 

آنگاه عمرو گفت هذه واعيه بواعيه عثمان يعني اين شيونها و ناله‌ها كه از خانه‌هاي بني هاشم بلند شد به عوض شيونها است كه بر قتل عثمان از خانه‌هاي بني اميه بلند شد. آنگاه به مسجد رفت و بر منبر آمد و مردم را از قتل حسين عليه السلام آگهي داد. { البته که بنی هاشم جز دفاع از خلیفه مقتول کاری انجام نداند .}

 

و موافق بعضي روايات عمرو بن سعيد ( ل ) كلماتي چند گفت كه تلويح و تذكره خون عثمان مي نمود، و اراده مي كرد اين مطلب را كه بني هاشم سبب قتل عثمان شدند و او را كشتند حسين نيز به قصاص خون عثمان كشته شد. آنگاه براي مصلحت گفت به خدا قسم دوست مي داشتم كه حسين زنده باشد و احياناً ما را به فحش و دشنام ياد كند و ما او را به مدح و ثنا نام بريم، و او از ما قطع كند و ما پيوند كنيم چنانچه عادت او و عادت ما چنين بود، اما چه كنم با كسي كه شمشير بر روي ما كشد و اراده قتل ما كند جز آنكه او را از خود دفع كنيم و او را بكشيم { ای دروغ گو ! }.

 

پس عبدالله بن سايب كه حاضر مجلس بود برخاست و گفت اگر فاطمه زنده بود سر فرزند خويش مي‌ديد چشمش گريان و جگرش بريان مي‌شد، عمرو گفت ما با فاطمه نزديكتريم از تو اگر زنده بود چنين كه مي‌گوئي، لكن كشنده او را كه دافع نفس بود ملامت نمي‌فرمود. آنگاه يكي از موالي عبدالله بن جعفر خبر شهادت پسران او را به او رسانيد عبدالله گفت اٍنّالِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ. پس بعضي از مواليان او و مردم بر او داخل شدند و او را تعزيت گفتند، اين وقت غلام او ابواللسلاس گفت: هذا ما لقينا من الحسين بن علي. يعني اين مصيبت كه به ما رسيد سببش حسين بن علي بود. عبدالله چون اين كلمات را شنيد در خشم شد و او را با نعلين بكوفت و گفت: يَابْنَ اللَّخْناءِ اَلْلِحُسَيْن تَقُولُ هذا. اي پسر كنيزكي گنديده بو آيا در حق حسين چنين مي‌گوئي، به خدا قسم من دوست مي‌داشتم كه با او بودم و از وي مفارقت نمي‌جستم تا در ركاب او كشته مي‌گشتم، به خدا سوگند كه آنچه بر من سهل مي‌كند مصيبت فرزندانم را آنست كه ايشان مواسات كردند با برادر و پسر عمم حسين عليه السلام و در راه او شهيد شدند. اين بگفت و رو به اهل مجلس كرد و گفت سخت گران و دشوار است بر من شهادت حسين عليه السلام لكن الحمدلله اگر خودم حاضر نبودم كه با او مواسات كنم فرزندانم به جاي من در ركاب او سعادت شهادت يافتند.

 

رواي گفت چون لقمان دختر عقيل قصه كربلا و شهادت امام حسين عليه السلام را شنيد با خواهران خود ام هاني و اسماء و رمله و زينب بيهوشانه با سر برهنه دويد و بر كشتگان خود مي‌گريست و اين اشعار را مي‌خواند:

 

ماذا فَعَلْتُم وَ‌اَنتُم‌ْ اخِرُ الاُمَمِ

مِنْهُمْ اُساري وَ قَتْلي ضُرّجُوابِدَمٍ

اَنْ تَخْلُفُوني بِسُوء في ذَوي رَحِم

 

ماذا تقُولونَ اِذْ قالَ النَّبِيُّ لَكُمْ

بِعِتْرَتي وَ باَهْلي بَعْدَ مُفْتَقَدي

ما كانِ هذا جَزائي اِذْ نَصَحْتُ لَكُم

 

خلاصه ‌مضمون آنكه اي كافران بيحيا چه خواهيد گفت در جواب سيد انبياء‌ هنگامي كه از شما بپرسد كه چه كرديد با عترت و اهلبيت من بعد از وفات من ايشان را دو قسمت كرديد قسمتي را اسير كرديد و قسمتي ديگر را شهيد و آغشته به خون نموديد، نبود اين مزد رسالت و نصيحت من شماها را كه بعد از من با خويشان و ارحام من چنين كنيد.

 

شيخ طوسي (ره) روايت كرده كه چون خبر شهادت امام حسين عليه السلام به مدينه رسيد اسماء بنت عقيل با جماعتي از زنهاي اهلبيت خود بيرون آمد تا به قبر پيغمبر صلي الله عليه و آله رسيد پس خود را به قبر آن حضرت چسبانيد و شهقه زد و رو كرد به مهاجر و انصار و گفت:

 

يُوْمَ الْحِسابِ وَ صِدْقُ الْقَولِ مَسْمُوعٌ

وَالْحَقُّ عِنْدَ وَلِيّ الاَمْرِ مَجْمُوعٌ

مِنْكُمْ لَهُ الْيَوْمَ عِنْدَاللهِ مَشْفُوعٌ

 

ماذا تَقُولُونَ اِذْ قالَ النبَّيُّ لَكُمْ

خَذَلْتُمُ عِتْرتي اَوْكُنْتُمُ غَيَباً 

اَسْلَمْتَمُوهُمْ بِاَيْديِي الظّالِمينَ فَما

 

راوي گفت نديدم روزي را كه زنها و مردها اينقدر گريسته باشند مثل آنروز پس چون به پايان رسيد اهل مدينه در نيمة‌شب نداي هاتفي شنيد و شخصش را نمي‌ديدند كه اين اشعار را مي‌گفت:

 

اَبْشِرُو بِالْعَذابِ وَالتَّنْكيلِ

مِنْ نَبِي وَ مُرسَلٍ وَ قَبيلٍ

وَ مُوسي وَ صاحِبِ الانْجيلِ

 

اَيُّهَا الْقاتِلوُنَ جَهْلاً حُسَيْنًا

كُلً اَهْلِ السَّماءِ يَدْعُوا عَلَيْكُمْ

قَدْ لُعِنْتُمْ عَلي لِسانِ ابْن داوُدَ

 

برگرفته از کتاب منتهی الامال

برچسب ها :
، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
کدهای اختصاصی
قفس دانلود فیلم
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS

ابزار تغییر فونت مطالب وبلاگ اختصاصی بیست اسکریپت این جمله در وبتون نمایش داده نمیشه پس لطفا پاکش نکنید