close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
شرح وقایع روز دهم محرم الحرام عاشورا
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
تبلیغات
Title
ایران پازیریک
فروشگاه و تبلیغات فرش
لینک ورودی
آدرس : Iripazirik.Com
کانال تلگرام : @Shopiripazirik
پیش بینی فوتبال
تبلیغات شما
موضوعات
آمار
● آمار مطالب کل مطالب : 368 کل نظرات : 40 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 35 ● آمار بازدید بازدید امروز : 14 بازدید دیروز : 52 بازدید کننده امروز : 1 بازدید کننده دیروز : 35 گوگل امروز : 0 گوگل دیروز : 0 بازدید هفته : 66 بازدید ماه : 311 بازدید سال : 1,116 بازدید کلی : 106,433 ● اطلاعات شما آی پی : 54.235.48.106 مروگر : سیستم عامل :
آرشیو
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ ؟



Image
Digikala
لینک ورودی

دیجی کالا
بررسی ، انتخاب و خرید آنلاین

شرح وقایع روز دهم محرم الحرام عاشورا

Admin
14:45
بازدید : 72

1. شهادت امام حسين(عليه السلام)

 

در اين روز در سال 61 هـ كه روز شنبه يا دوشنبه بوده، آقا و مولايمان حضرت اباعبدالله الحسين(عليه السلام) در سن 58 سالگى (و يا 56 و يا 57 سالگى) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگى و گرسنگى در زمين كربلا به شهادت رسيدند.[1][28] اين روز، روز باريدن خون از آسمان است، و روزى است كه شهادت اهل بيت و اصحاب امام حسين(عليه السلام) در آن به وقوع پيوسته است.[2][29]

 

چهار هزار ملك در اين روز به زمين كربلا براى نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نيافتند تا ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) گريه كنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند. در اين روز ترك خوردن و آشاميدن بخصوص از غذاهاى لذيذ مناسب است.[3][30]

 

2. شهادت حبيب بن مظاهر اسدى كوفى.

 

3 . شهادت مسلم بن عوسجه.

 

4 . شهادت حر بن يزيد رياحى.

 

5 . شهادت جون مولى ابى ذر الغفارى.

 

6 . شهادت همسر وهب، به دست رستم غلام شمر.[4][31]

 

7 . شهادت شبيه ترين مردم به رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، على اكبر(عليه السلام) فرزند بزرگ سيدالشهداء(عليه السلام) عموى والامقام حضرت صاحب الامر(عليه السلام).

 

8 . شهادت قاسم بن الحسن(عليهما السلام).

 

9 . شهادت عبدالله بن الحسن(عليهما السلام).

 

10. شهادت قمر منير بنى هاشم حضرت عباس بن على بن ابى طالب(عليهم السلام).

 

11 . شهادت مولانا الرضيع باب الحوائج على اصغر(عليه السلام).

 

12 . آمدن ذوالجناح با يال و كاكل خونين به سوى خيمه فاطميات براى آوردن خبر شهادت آن حضرت.

 

13. ماتم و ناله و گريه پردگيان حرم بر سيد الشهداء (عليه السلام) و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت.

 

14. غارت اموال از خيام امام حسين(عليه السلام).

 

15 . فرار فاطميات و علويات در بيابانها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله(عليه السلام).

 

16. غارت كردن لباس و زره و ... از بدن مطهر شهداى كربلا.

 

17. جدا شدن سرهاى مطهر امام حسين(عليه السلام) و اهل بيت و اصحاب آن حضرت.

 

18. به آتش كشيدن خيمه هاى آل الله، فرزندان رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا(عليهم السلام).

 

19. شهادت دختران كوچك در كنار خيمه ها.

 

20. گريه و ماتم بر سيدالشهدا(عليه السلام) و عزاى زمين و زمان، عرش و آسمان، جن و انس و ملك و وحوش بر آن حضرت.

 

در اين روز ملكى ندا كرد: اى امت ظالمى كه عترت پيامبر خود را كشتيد، خداوند شما را موفق به درك عيد فطر و قربان نفرمايد.[5][32]

 

21. رأس مطهر امام حسين (عليه السلام) در كوفه

 

عصر عاشورا رأس مطهر و نورانى امام حسين(عليه السلام) را توسط خولى بن يزيد اصبحى ملعون و حميد بن مسلم ازدى به كوفه فرستادند.[6][33]

 

22. خونين شدن ريشه هر گياهى كه از زمين مى كشيدند، از مصيبت عظماى آن روز.

 

23. قتل ابن زياد:ابن زياد در روز عاشوراى سال 67 هـ به فرمان مختار به جزاى ظاهرى اعمالش رسيد و كشته شد.[7][34] حصين بن نمير و جمعى از قتله امام حسين(عليه السلام) نيز همراه ابن زياد به قتل رسيدند.[8][35]

 

ابن زياد ملعون به دست ابراهيم پسر مالك اشتر نخعى كشته شد، و سر نحسش را براى مختار فرستادند. مختار هم سر او را براى امام زين العابدين(عليه السلام) فرستاد. هنگام وارد كردن سر ابن زياد حضرت مشغول غذا خوردن بودند. لذا سجده شكر به جاى آورده فرمودند: «روزى كه ما را بر ابن زياد وارد كردند غذا مى خورد. من از خدا خواستم كه از دنيا نروم تا سر او را در مجلس غذاى خود مشاهده كنم، همچنان كه سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا مى خورد. خداوند به مختار جزاى خير دهد كه خونخواهى ما را نمود». سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شكر كنيد.

 

24. قيام حضرت مهدى(عليه السلام):به روايتى حضرت بقية الله الاعظم حجة بن الحسن العسكرى ارواحنا فداه در اين روز قيام خواهند كرد.[9][36]

 

25. وفات ام سلمه:در اين روز در سال 62 ـ 63 هـ ام سلمه همسر پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دنيا رحلت فرمود.[10][37] نام او هند، پدرش ابى اُميّة، مادرش عاتكه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسرخاله اش ابوسلمة بن عبدالاسد بن مغيرة بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت كردند. پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمى كه در جنگ اُحد بر او وارد شده بود، بعد از مدتى شهيد شد.

 

سلمه، عمر، زينب و دُرّه، فرزندان او بودند; و عمر در جميع جنگهاى اميرالمؤمنين(عليه السلام) شركت كرد و مدتى از طرف آن حضرت والى بحرين بود.

 

بعد از اينكه عِدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبكر و عمر جداگانه به خواستگارى او رفتند، ولى ام سلمه اجابت نكرد. در سال چهارم هجرى پيامبر(صلى الله عليه وآله) از او خواستگارى كرد و ام سلمه قبول كرد، و به فرزند خود عمر بن ابى سلمه گفت: عقد را جارى كن.

 

عايشه وقتى ديد پيامبر(صلى الله عليه وآله) ام سلمه را به عقد خويش در آورده بسيار ناراحت شد، چه اينكه ام سلمه در جمال كم نظير بود. عايشه به حفصه گفت: ام سلمه چقدر زيباست! او باور نكرد تا اينكه ام سلمه را ديد. از همين جهت حسادت اين دو با ام سلمه بسيار زياد بود.

 

ام سلمه فضايلى دارد كه او را از ديگر همسران پيامبر(صلى الله عليه وآله) ـ به جز خديجه كبرى(عليها السلام) ـ ممتاز كرده است:

 

1. بارها ام سلمه عايشه را نصيحت مى كرد در پيروى از على بن ابى طالب(عليه السلام)، ولى او نمى پذيرفت. فضايل و مناقب آن حضرت را براى عايشه مى گفت ولى او قبول نمى كرد، تا اينكه پسرش عمر بن ابى سلمه را با نامه اى خدمت اميرالمؤمنين(عليه السلام) فرستاد و در آن خبر داد كه عايشه به سوى بصره حركت كرده است ....

 

2. ام سلمه شهادت داد كه عايشه دشمن اميرالمؤمنين(عليه السلام) است.

 

3. ام سلمه شنيد كه يكى از آزاد شده هايش اميرالمؤمنين(عليه السلام) را ناسزا گفته است. آن شخص را فراخواند و آنقدر از فضايل و مناقب على(عليه السلام) كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيده بود براى آن شخص بازگو كرد، تا او توبه نمود.

 

4 . ام سلمه حديثِ «نحن معاشر الانبياء لانورِّث...» را ـ كه ابوبكر آن را به دروغ به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نسبت داد ـ تكذيب كرد.

 

5 . هنگامى كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) براى جنگ جمل حركت كردند، ام سلمه پسرش عمر بن ابى سلمه را براى يارى آن حضرت فرستاد، و به آن حضرت پيغام داد: «اگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود مى آمدم و در نصرت و يارى شما كوتاهى نمى كردم».

 

6. بعد از رحلت خديجه كبرى(عليها السلام) مراقبت حضرت زهرا(عليها السلام) با فاطمه بنت اسد(عليها السلام)بود. بعد از رحلت فاطمه بنت اسد اين مهم از طرف پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ام سلمه سپرده شد، و عايشه از اين ماجرا بسيار خشمناك بود. ام سلمه مى گفت: «مردم گمان مى كنند من آموزگار فاطمه(عليها السلام) هستم! بخدا قسم كه آن حضرت آموزگار من است».

 

7. روزى پيامبر(صلى الله عليه وآله) پوست گوسفندى را طلبيدند و مطالبى را فرمودند و اميرالمؤمنين(عليه السلام) نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند: «هر كس بعد از من فلان و فلان نشانه را به تو داد، اين پوست را به او تسليم كن». آن سه نفر آن نشانه ها را نداشتند، و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهرى اميرالمؤمنين(عليه السلام) به آن حضرت ـ كه همه نشانه ها را دارا بود ـ تسليم نمود.

 

8 . هنگام حركت امام حسين(عليه السلام) از مدينه به مكه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را كه از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيده بود با اندوهى فراوان بازگو كرد. امام حسين(عليه السلام) محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و ... را به معجزه نشان دادند. سپس مقدارى از خاك آن بقعه طيبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا كه ام سلمه پيامبر(صلى الله عليه وآله) را با حالتى گردآلود و ژوليده مو در خواب ديد، و عرض كرد: يا رسول الله، اين چه حالت است كه در شما مى نگرم؟ فرمودند: «اى ام سلمه، حسين مرا كشتند و ديشب براى او و اصحاب او قبر مى كندم».وقتى از خواب بيدار شد ديد خاكى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) و امام حسيـن(عليه السلام) به او داده بودند به خون تازه تبديل شده است.[11][38]

 

 

 


 

[1][28] . ارشاد: ج 2 ص 133. اعلام الورى: ج 1 ص 420 . كشف الغمة: ج 2 ص 40 . توضيح المقاصد: ص 3. مسار الشيعة: ص 25. كافى: ج 2 ص 484 . تهذيب شيخ طوسى: ج 6 ص 42 . زاد المعاد: ص 306. معالى السبطين: ج 2 ص 5 . مصباح كفعمى: ج 2 ص 594 . مصباح المتهجد: ص 712. مقاتل الطالبيين: ص 78.

 


 

[2][29] . زاد المعاد: ص 306 ـ 307.

 


 

[3][30] . توضيح المقاصد: ص 3. مسار الشيعة: ص 25.

 


 

[4][31] . منتخب التواريخ: ص 288.

 


 

[5][32] . بحار الانوار: ج 45 ص 218. وسائل الشيعة: ج 4 ص 213.

 


 

[6][33] . اعلام الورى: ج 1 ص 470 . منتهى الآمال: ج 1 ص 401 . فيض العلام: ص 155.

 


 

[7][34] . تتمة المنتهى: ص 90. قلائد النحور: ج ذى الحجة، ص 424 . استيعاب: ج 1 ص 396. البداية و النهاية: ج 8 ص 310.

 


 

[8][35] . مستدرك سفينة البحار: ج 5 ص 215.

 


 

[9][36] . اعلام الورى: ج 2 ص 286. بحار الانوار: ج 95 ص 190.

 


 

[10][37] . مستدرك سفينة البحار: ج 5 ص 215.

 


 

[11][38] . رياحين الشريعة: ج 2 ص 283 ـ 305.

 

 

برچسب ها :
ارسال دیدگاه
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
ورود به سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبور را فراموش کردم ؟
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آخرین مطالب ارسالی سایت
کدهای اختصاصی
قفس دانلود فیلم
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS
تبلیغات متنی
محل تبلیغات متنی شما با قیمت مناسب
YOUR ADS

ابزار تغییر فونت مطالب وبلاگ اختصاصی بیست اسکریپت این جمله در وبتون نمایش داده نمیشه پس لطفا پاکش نکنید